به گزارش شمانیوز به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در سالهای میانی دههی 60 خورشیدی، زمانی که خورشید بر فراز مجتمع فولاد مبارکه طلوع میکرد، چراغهای واحد کامپیوتر پیش از همه روشن بود. برای نسلی که رضا خسروی نمایندگیشان میکند، کارخانه تنها محلی برای امرار معاش نبود؛ بخشی از هویت و یک «زیست جمعی» بود که با شور یادگیری و رفاقت عجین شده بود. در آن روزها که واژگانی چون IBM Mainframe و زبانهای برنامهنویسی COBOL و Adabas/Natural برای بسیاری مفاهیمی انتزاعی بودند، این گروه از متخصصان جوان در حال پیریزی چیزی در فولاد مبارکه بودند که امروز آن را «تحول دیجیتال» مینامیم.
روایتی از یک زیست جمعی
داستانآقای خسروی، که مسیر حرفهایاش از سازمان انرژی اتمی به قلب تپندهی صنعت فولاد رسید، روایتی از یک گذار تکنولوژیک است. او که سالهای طلایی خود را صرف طراحی سیستمهای عملیاتی و مدیریت مراکز داده کرده، یکی از شاهدین عینی ارتقای زیرساختها از رایانههای مرکزی به سیستمهای زیمنس H90 بود؛ دورانی که نگاه سازمان به فناوری، از یک ابزار پشتیبان به یک مزیت راهبردی تغییر ماهیت داد؛ تغییری بنیادین که نخستین کدهای تحول دیجیتال را در بخشی از کالبد صنعت ملی حک کرد. همین نگاه آیندهنگر بود که در سال 1371 به تولد «ایریسا» انجامید. ایریسا محصول یک ضرورت بود، نه یک انتخاب تزیینی؛ بازویی تخصصی که از دل واحد EDP فولاد مبارکه بیرون آمد.
خسروی با روحیهای داوطلبانه، امنیت حضور در بدنه اصلی فولاد را به سودای تکثیر این تجربه در سطح ملی رها کرد و به ایریسا پیوست تا ثابت کند دانش انباشته در حوزهی سیستمهای اطلاعاتی (MIS) و اتوماسیون صنعتی، میتواند محرک کل صنعت کشور باشد. اما فراتر از بردهای الکترونیکی و کدهای پیچیده، بخش کلیدی تحلیلِ امروز این پیشکسوت به «سرمایهی انسانی» بازمیگردد. او که پس از سالها تجربه در ردههای مختلف از مدیریت پروژه تا روابط عمومی در ایریسا به افتخار بازنشستگی از فولادمبارکه نائل شده، معتقد است قطع ارتباط سازمان با نیروهای باتجربه، نوعی «هدررفت سرمایه» است.
اتاق فکر بازنشستگان
در مدیریت مدرن، سازمانهای پیشرو بهخوبی میدانند که حافظه سازمانی را نمیتوان صرفاً در سرورها و اسناد بایگانی کرد؛ بخش مهمی از این حافظه در ذهن و تجربه پیشکسوتان نهفته است. از این منظر، پیشنهاد خسروی برای تشکیل «اتاق فکر بازنشستگان» صرفاً یک اقدام رفاهی نیست، بلکه راهبردی هوشمندانه برای انتقال «دانش ضمنی» و تجربه انباشته به نسل جدید به شمار میرود.
این ایده، پیشتر در بزنگاههای این روزهای فولادمبارکه همچون شروع بازسازی آن پس از جنگ رمضان، کارآمدی خود را به اثبات رسانده است؛ جایی که از ظرفیت استراتژیک بازنشستگان برای احیای صنعت با تفکر راهبردی اتاق استراتژی مدیریت کنونی فولاد مبارکه استفاده شد. امروز کانونهای بازنشستگی و صندوقهای حمایتی اگرچه در تأمین خدمات رفاهی نقش دارند، اما هنوز جای خالی سازوکاری که این «نیروی متخصص فارغالتحصیل از صنعت» را به عنوان مشاور ارشد در چرخه نگه دارد، در آن حس میشود.
در آستانه 21 خرداد، روز خانواده و تکریم بازنشستگان، روایت رضا خسروی یادآور یک اصل اقتصادی ساده اما فراموششده است: توسعهی پایدار نه بر شانههای ماشینآلات، بلکه بر دوش نسلی بنا شده که با «عشق» زیرساختهای امروز را کدنویسی کردند. احترام به بازنشسته، نه یک ژست اخلاقی، بلکه سرمایهگذاری برای آیندهای است که برای عبور از طوفانها، به تجربهی دیروز نیاز مبرم دارد.
.gif)


0 دیدگاه