اسکول‌دره؛روستایی با نامی که هنوز راز دارد

اسکول‌دره در دامنه‌های البرز، جایی میان سنگ و آب و درخت، روستایی است که بیش از آنکه با یک جاذبه مشهور شناخته شود، با آرامش، معماری بومی، چنارهای کهنسال و زندگی ساده مردمانش معنا پیدا می‌کند؛ روستایی که شاید مهم‌ترین جاذبه‌اش همان چیزی باشد که در بسیاری از مقصدهای گردشگری گم شده است: زندگی.
اسکول‌دره؛روستایی با نامی که هنوز راز دارد

به گزارش شمانیوز، در بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ، در نزدیکی مسیر هشتگرد به طالقان، روستایی در دامنه‌های البرز قرار گرفته که برای رسیدن به آن لازم نیست دنبال یک بنای باشکوه، آبشار معروف یا قلعه تاریخی بگردید. کافی است کمی آهسته‌تر راه بروید؛ صدای آب را بشنوید، به دیوارهای سنگی و خانه‌های قدیمی نگاه کنید و زیر سایه چنارهای بلند بایستید.

اینجا اسکول‌دره است؛ روستایی که زندگی در آن هنوز با ریتم خودش جریان دارد.

صبح، پیش از آنکه روستا دیده شود، صدای آب به گوش می‌رسد. آب از میان سنگ‌ها راه خود را پیدا کرده و از کنار کوچه‌ها می‌گذرد. کوچه‌هایی که گاهی خیس‌اند و بوی خاک و آب در آنها پیچیده است.

زنی در حال آب دادن به گلدان‌های خانه است. چند قدم آن‌طرف‌تر، پیرمردی زیر چنار نشسته و روستا را تماشا می‌کند. همین صحنه‌های ساده، بخش مهمی از هویت اسکول‌دره را شکل می‌دهند؛ جایی که هنوز آدم‌ها یکدیگر را می‌بینند و برای یک سلام کوتاه وقت دارند.

 

روستایی با نامی که هنوز راز دارد

نام اسکول‌دره نیز مانند خود روستا روایت‌های مختلفی دارد. برخی روایت‌های محلی، «اسکول» را به معنای دخمه یا غار می‌دانند و روایت‌های دیگری نیز ریشه این نام را به قوم‌ها و زبان‌های قدیمی منطقه نسبت می‌دهند.

اما شاید جذاب‌تر از یافتن یک پاسخ قطعی، این باشد که نام روستا هنوز برای مردمش سؤال دارد؛ اسمی که هرکس ممکن است برای آن روایتی داشته باشد.

خانه‌های روستا نیز بخشی از همین روایت‌اند؛ بناهایی ساخته‌شده از سنگ، چوب و کاهگل که خود را با شیب زمین، سرما، باد و شرایط کوهستانی منطقه هماهنگ کرده‌اند.

چنارهای بلند در میان خانه‌ها ایستاده‌اند؛ چنان که گاهی به نظر می‌رسد خانه‌ها برای درختان ساخته شده‌اند، نه درختان برای خانه‌ها.

 

اینجا جاذبه اصلی، خود زندگی است

اسکول‌دره شاید برای گردشگری که به دنبال یک جاذبه شاخص و قاب عکسی مشخص است، در نگاه اول مقصدی متفاوت باشد. اینجا خبری از یک بنای عظیم یا جاذبه‌ای نیست که بتوان در چند دقیقه از آن بازدید کرد و رفت.

جذابیت روستا در قدم زدن میان کوچه‌ها، تماشای خانه‌ها، شنیدن صدای آب، دیدن باغ‌ها و معاشرت کوتاه با مردمانی است که سال‌هاست در همین کوچه‌ها زندگی کرده‌اند.

در ارتفاعات اطراف، مسیرها به سوی کوه بالا می‌روند و قله اودل با ارتفاع بیش از سه هزار متر نیز در محدوده منطقه قرار دارد؛ مقصدی برای کوهنوردان، هرچند اسکول‌دره برای همه بازدیدکنندگان الزاماً به معنای صعود به قله نیست.

گاهی باید همان پایین ماند؛ کنار یک جوی آب، یک خانه قدیمی یا زیر سایه یک چنار.

 

«کارم نشستن است»

یکی از اهالی روستا زیر چنار نشسته است. وقتی از او پرسیده می‌شود همیشه همین‌جا می‌نشیند، لبخند می‌زند و می‌گوید وقتی کاری ندارد، اینجاست.

وقتی از او پرسیده می‌شود «الان کاری ندارید؟» پاسخ می‌دهد: «الان کارم همینه؛ نشستن.»

جمله‌ای ساده، اما شاید خلاصه‌ای از همان چیزی باشد که اسکول‌دره را از زندگی شتاب‌زده شهری جدا می‌کند؛ جایی که هنوز نشستن، نگاه کردن و وقت گذراندن می‌تواند خودش یک کار باشد.

 

گردشگری؛ فرصت یا تهدید؟

اسکول‌دره اگر بیشتر شناخته شود، می‌تواند برای ساکنانش فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کند؛ از توسعه اقامتگاه‌های بومی و کسب‌وکارهای محلی تا رونق گردشگری روستایی.

اما افزایش گردشگر بدون برنامه می‌تواند روی دیگر ماجرا را نیز آشکار کند؛ تخریب خانه‌های قدیمی، جایگزینی آنها با ویلا، کوچک‌شدن باغ‌ها، آسیب به چشمه‌ها و شلوغی کوچه‌هایی که امروز بخشی از هویت روستا هستند.

مسئله این است که اسکول‌دره اگر قرار است مقصد گردشگری شود، نباید به بهای از دست دادن همان چیزی باشد که گردشگر را به آنجا می‌کشاند.

 

«زمستون نیا؛ راهش سرده»

هنگام خداحافظی، همان پیرمرد زیر چنار یک جمله دیگر می‌گوید: «زمستون نیا.»

وقتی دلیلش را می‌پرسم، می‌گوید: «سرده.»

اما بعد توضیح می‌دهد: «نه... راهش سرده.»

شاید همین جمله، بیش از هر توضیح دیگری حال‌وهوای اسکول‌دره را روایت می‌کند؛ روستایی کوهستانی که زیبایی‌اش فقط در تابستان و هوای خنک و کوچه‌های آب‌خورده خلاصه نمی‌شود، بلکه با سختی مسیر، سرمای کوه و سبک زندگی مردمانی گره خورده که سال‌ها با این طبیعت زندگی کرده‌اند.

اسکول‌دره را نمی‌توان فقط با ارتفاع، فاصله از کرج یا قله اودل معرفی کرد. این روستا را باید با صدای آبی شناخت که هنوز از میان سنگ‌ها می‌گذرد، با چناری که سایه‌اش بر خانه‌ها افتاده، با کوچه‌ای که صبح آب‌پاشی می‌شود و با پیرمردی که معتقد است گاهی «نشستن» هم یک کار است.

شاید راز ماندگاری اسکول‌دره نیز همین باشد؛ تا وقتی آب راه خودش را می‌رود و زندگی در کوچه‌های روستا جریان دارد، اسکول‌دره هنوز اسکول‌دره است.

علی رمضانپور

آیا این خبر مفید بود؟

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بیان کنید

کپچا