صنعت بدون فناوری رقابتپذیر نیست؛ راهبرد ایدرو برای انتقال و بومیسازی فناوری
به گزارش شمانیوز، در این میان، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) به پشتوانه رسالت توسعهای خود، نقشی فراتر از یک نهاد صرفاً تأمینکننده سرمایه بر عهده دارد؛ نقشی که مدیریت انتقال فناوری، ارتقای عمق ساخت داخل و پیوند ساختاریافته میان صنایع بزرگ و شرکتهای دانشبنیان را در کانون توجه قرار میدهد. مسئله بنیادین این است: سیاست صنعتی کشور چگونه باید از الگوی سنتیِ «خرید ماشینآلات» فاصله بگیرد و به خلق دانش فنی، ظرفیت طراحی مهندسی و توسعه درونزای فناوری منجر شود؟
انتقال فناوری؛ فراتر از واردات تجهیزات
یکی از خطاهای رایج در تجارب نوسازی صنعتی، تقلیل مفهوم «انتقال فناوری» به «واردات خطوط تولید مدرن» است. هرچند ورود تجهیزات نوآورانه ظرفیت اسمی تولید را ارتقا میدهد، اما بدون دستیابی به دانش طراحی و فهم عمیق مهندسی، استقلال صنعتی محقق نمیشود. انتقال واقعی زمانی رقم میخورد که دانش بهرهبرداری، نگهداری و تعمیرات پیشرفته، بهینهسازی فرایندها و در نهایت توان طراحی نسلهای آتی به بدنه فنی کشور سرریز شود. در غیر این صورت، صنایع با وجود خطوط پیشرفته، در تأمین قطعات راهبردی، بهروزرسانی سامانهها و رفع گلوگاههای فنی همچنان به خارج وابسته خواهند ماند. در شرایط تحریمی و محدودیتهای مالی، رویکرد توسعهای باید همزمان سه هدف راهبردی دسترسی به فناوری روز، جذب عمیق دانش فنی و پایهگذاری توان توسعه در داخل را دنبال کند.
ایدرو و ضرورت تغییر رویکرد در نوسازی صنایع
نوسازی صنعتی زمانی به افزایش پایدار رقابتپذیری منجر میشود که به تغییر در ساختار تولید، کیفیت محصولات و بهرهوری بنگاهها بینجامد. صرف افزایش ظرفیت اسمی تولید، بدون ارتقای فناوری و کاهش هزینههای عملیاتی، الزاماً جایگاه یک صنعت را در بازارهای داخلی و خارجی تقویت نمیکند. نوسازی صنعتی زمانی به افزایش پایدار رقابتپذیری منجر میشود که به تغییر در ساختار تولید، کیفیت محصولات و بهرهوری بنگاهها بینجامد. صرف افزایش ظرفیت اسمی تولید، بدون ارتقای فناوری و کاهش هزینههای عملیاتی، الزاماً جایگاه یک صنعت را در بازارهای داخلی و خارجی تقویت نمیکند.
ایدرو بهعنوان یکی از نهادهای توسعه صنعتی کشور، میتواند در این مسیر نقشی تسهیلگر ایفا کند؛ به این معنا که بهجای تمرکز صرف بر اجرای پروژههای صنعتی، زمینه همکاری میان صنایع بزرگ، شرکتهای فناور، دانشگاهها و تأمینکنندگان دانش فنی را فراهم آورد.یکی از محورهای مهم در این زمینه، شناسایی فناوریهای اولویتدار برای هر صنعت است. همه فناوریها ضرورت راهبردی یکسانی ندارند و همه صنایع نیز به یک اندازه از واردات فناوری تأثیر نمیپذیرند. ازاینرو، تدوین نقشه راه فناوری برای صنایع مختلف، میتواند مشخص کند که کدام فناوریها باید از طریق همکاری بینالمللی جذب شوند، کدام قابلیتها امکان توسعه داخلی دارند و در چه حوزههایی سرمایهگذاری مشترک توجیه اقتصادی بیشتری خواهد داشت. چنین رویکردی به ایدرو امکان میدهد منابع محدود توسعه صنعتی را به سمت پروژههایی هدایت کند که بیشترین اثر را بر بهرهوری، کاهش وابستگی و توسعه بازار دارند.
انتقال فناوری چگونه به بومیسازی واقعی منجر میشود؟
بومیسازی فناوری یکی از مفاهیم پرتکرار در سیاستهای صنعتی است، اما تحقق آن نیازمند عبور از ساخت قطعات ساده و تأمین محصولات جایگزین است. در یک الگوی مؤثر انتقال فناوری، همکاری با شرکت خارجی یا تأمینکننده دانش فنی باید بهتدریج زمینه دسترسی به دانش طراحی، مستندات فنی، آموزش نیروی انسانی متخصص، توسعه قابلیتهای مهندسی و مشارکت شرکتهای داخلی در ساخت و بهبود تجهیزات را فراهم کند.
در صنایعی چون ماشینسازی، تجهیزات راهبردی انرژی، حملونقل و صنایع معدنی، داخلیسازی قطعه زمانی ارزش واقعی دارد که قابلیت توسعه استانداردهای کیفی، تست آزمایشگاهی و اصلاح طراحی نیز در کشور نهادینه شود. ازاینرو، ایدرو باید در قراردادهای سرمایهگذاری و توسعهای، شاخصهای الزامآور مانند «سهم مشارکت مهندسان داخلی در فاز طراحی»، «تعداد ساعات آموزشهای فوقتخصصی» و «انتقال مستندات فنی و کدها» را تعبیه کند تا میزان موفقیت پروژهها صرفاً با حجم سرمایهگذاری ریالی یا ارزی سنجیده نشود.
شرکتهای دانشبنیان؛ حلقه اتصال صنعت و فناوری
یکی از موانع توسعه فناوری صنعتی، فاصله میان ظرفیت علمی و پژوهشی کشور با نیازهای واقعی بنگاههای تولیدی است. غالبا، شرکتهای فناور توانایی توسعه راهکارهای تخصصی را دارند، اما به بازار صنعتی، منابع مالی و امکان اجرای پروژه در مقیاس واقعی دسترسی کافی ندارند. در سوی مقابل، بنگاههای صنعتی نیز ممکن است به دلیل ریسک فنی، محدودیت منابع یا زمانبر بودن فرایند توسعه محصول، استفاده از فناوریهای جدید را به تعویق بیندازند.در این میان، ایدرو میتواند با ایجاد بستر همکاری میان صنایع بزرگ و شرکتهای دانشبنیان، بخشی از این فاصله را کاهش دهد.
تعریف پروژههای صنعتی مسئلهمحور، حمایت از اجرای طرحهای آزمایشی، فراهم کردن امکان آزمون فناوری در محیط واقعی تولید و تسهیل قراردادهای تجاری میان صنایع و شرکتهای فناور، از جمله ابزارهایی است که میتوان برای تحقق این هدف در نظر گرفت.
البته توسعه چنین همکاریهایی مستلزم آن است که شرکتهای صنعتی صرفاً بهعنوان خریدار فناوری و شرکتهای دانشبنیان صرفاً بهعنوان پیمانکار دیده نشوند. شکلگیری همکاریهای بلندمدت، مشارکت در توسعه محصول و تقسیم منطقی ریسک پروژه میتواند به ایجاد فناوریهایی منجر شود که علاوه بر پاسخگویی به نیاز داخل، ظرفیت حضور در بازارهای صادراتی را نیز داشته باشند.
هوشمندسازی صنعت؛ آزمون تازه سیاست انتقال فناوری
نسل چهارم صنعت و ورود مفاهیمی چون هوش مصنوعی صنعتی، اینترنت اشیاء ، تحلیل دادههای کلان و نگهداری پیشبینانه، میدان بازی را دگرگون کرده است. امروز نوسازی خطوط صرفاً تعویض قطعه مکانیکی نیست؛ بلکه پایش برخط مصرف انرژی، بهینهسازی جریان مواد و کاهش توقفات اضطراری به کمک پلتفرمهای دیجیتال است. برای صنایع ایرانی، توسعه این قابلیتها میتواند به کاهش توقف خطوط تولید، افزایش کیفیت محصولات و استفاده بهینه از منابع منجر شود. بااینحال، ورود به حوزه صنعت هوشمند بدون دسترسی به نیروی انسانی متخصص، زیرساخت مناسب و برنامه روشن برای انتقال دانش، ممکن است به خرید نرمافزارها و سامانههایی محدود شود که نگهداری و توسعه آنها همچنان به خارج از مجموعه وابسته است.
ازاینرو، یکی از محورهای قابل طرح در سیاست فناوری ایدرو، تدوین برنامههایی برای ارتقای توان دیجیتال صنایع است؛ برنامههایی که علاوه بر تأمین تجهیزات و سامانهها، آموزش نیروی انسانی، توسعه نرمافزارهای صنعتی، امنیت زیرساختهای دیجیتال و توان تحلیل داده را نیز در بر بگیرد. چنین رویکردی میتواند زمینه شکلگیری بازار جدیدی برای شرکتهای داخلی فعال در اتوماسیون، هوشمندسازی و نرمافزارهای صنعتی فراهم کند و همزمان به ارتقای بهرهوری بنگاههای تولیدی بینجامد.
موانع انتقال فناوری؛ از تأمین مالی تا ناپایداری سرمایهگذاری
حتی با وجود شناسایی فناوریهای اولویتدار، انتقال فناوری بدون تأمین مالی پایدار و محیط قابل پیشبینی برای سرمایهگذاری با محدودیت مواجه خواهد شد. پروژههای فناورانه معمولاً به سرمایهگذاری اولیه، دوره زمانی مشخص برای توسعه و آزمون و تحمل سطحی از ریسک فنی نیاز دارند. در مقابل، بسیاری از بنگاههای صنعتی به دلیل فشار هزینههای جاری، محدودیت منابع مالی و ضرورت حفظ جریان نقدی، ترجیح میدهند منابع خود را به فعالیتهایی اختصاص دهند که بازدهی کوتاهمدت و قابل پیشبینیتری دارند.
در چنین شرایطی، سیاست صنعتی باید میان نیازهای فوری تولید و سرمایهگذاری بلندمدت در فناوری تعادل برقرار کند.ایدرو میتواند در چارچوب اختیارات و منابع خود، زمینه مشارکت سرمایهگذاران، شرکتهای صنعتی، نهادهای تأمین مالی و مجموعههای فناور را در پروژههای اولویتدار فراهم کند. استفاده از الگوهای مشارکت صنعتی، تأمین مالی مرحلهای و تقسیم ریسک توسعه فناوری نیز میتواند از فشار سرمایهگذاری بر یک بنگاه یا شرکت فناور بکاهد. در کنار این موارد، ثبات مقررات، امکان برنامهریزی بلندمدت و دسترسی به بازار برای محصولات فناورانه اهمیت تعیینکنندهای دارد. انتقال فناوری زمانی به نتیجه اقتصادی میرسد که بنگاه بتواند پس از جذب دانش فنی، محصول یا خدمت حاصل از آن را با کیفیت رقابتی تولید و عرضه کند.
از انتقال فناوری تا خلق فناوری؛ مسیر آینده صنعت ایران
انتقال تکنولوژی سرمنزل نهایی نیست؛ بلکه پلکانی برای رسیدن به «قابلیت خلق فناوری» است . صنعت ایران زمانی به جایگاه شایسته خود در اقتصاد منطقهای دست خواهد یافت که از مرحله خریدار منفعل ماشینآلات عبور کند و به بازیگری تبدیل شود که توانایی بهینهسازی، ارتقا و تجاریسازی دانش را داراست. هدایت منابع توسعهای به این سمت، نوسازی صنعتی را از رویدادی مقطعی به فرآیندی پایدار و ارزشآفرین تبدیل خواهد کرد.
0 دیدگاه