«دایزا»؛ عروسکی که با بیچهرگی، فلسفهای عمیق را روایت میکند/وقتی خالهبازی فقط بازی نیست
به گزارش شمانیوز، برای کودک، بازی فقط سرگرمی نیست؛ نخستین تجربه مواجهه با جهان و تمرین نقشهایی است که بعدها در زندگی واقعی بر عهده میگیرد. در فرهنگ ترکمن نیز «خالهبازی» یکی از همین میدانهای تجربه است؛ جایی که کودکان با عروسکهای خود نقش پدر، مادر، خواهر، مهمان و دیگر اعضای خانواده را بازی میکنند و آنچه را از زندگی بزرگترها دیده و شنیدهاند، در دنیای کودکانه خود بازسازی میکنند.
تماشاخانهای کوچک به نام «خالهبازی»
در این بازی، دختران ترکمن تنها به بازسازی رابطه مادر و فرزند محدود نمیشوند؛ آنها مناسبات اجتماعی و خانوادگی را نیز تجربه میکنند. گاهی عروسی، گاهی سوگواری و گاهی آیینهای مرتبط با طبیعت، موضوع بازی میشود.
به این ترتیب، «دایزا» تنها یک اسباببازی نیست؛ وسیلهای برای آموزش غیرمستقیم آداب معاشرت، نقشهای اجتماعی و ارزشهای فرهنگی است؛ آموزشی که نه در کلاس درس، بلکه در جریان بازی و خیال اتفاق میافتد.
چرا عروسکهای دایزا چهره ندارند؟
شاید مهمترین ویژگی این عروسکها، نداشتن چشم، بینی و دهان باشد؛ ویژگیای که در نگاه نخست ساده به نظر میرسد اما ریشه در باورهای سنتی دارد.
در بخشی از باورهای سنتی مردم ترکمن، آفرینش کامل انسان و موجودات، مختص خداوند است و انسان نباید خود را شبیه خالق در آفرینش موجودی کامل بداند. از همین رو، حذف اجزای صورت از عروسک میتواند نشانهای از احترام به آفرینش الهی و پرهیز از بازنمایی کامل چهره انسان تلقی شود.
این بیچهرگی البته یک ویژگی هنری دیگر نیز دارد؛ عروسک به جای آنکه چهرهای از پیش تعیینشده داشته باشد، در ذهن کودک صاحب چهره میشود. هر کودک میتواند برای آن شخصیتی متفاوت بسازد و همین موضوع، تخیل و ارتباط عاطفی او با عروسک را تقویت میکند.
قورچوق؛ تکهای از طبیعت در لباس ترکمنی
«قورچوق» از نمونههای اصیل عروسکهای ترکمن است که مواد اولیه ساخت آن مستقیماً از طبیعت گرفته میشود.
برای ساخت بدنه، شاخهای از درخت در اندازهای حدود 15 تا 20 سانتیمتر انتخاب میشود. سر عروسک نیز با پنبه یا تکههای پارچه شکل میگیرد و در نهایت، پوششی شبیه لباس زنان ترکمن بر تن آن قرار میگیرد.
لباس قورچوق با پارچههای رنگارنگ و دوختهای ظریف، تصویری کوچکشده از پوشش سنتی زنان ترکمن است. «گلونی» یا روسری ابریشمی، «تنبان» یا شلیته و «لچک» از جمله اجزای این پوشش هستند.
لچک نیز که پیشینه آن به دورههای تاریخی گذشته از جمله دوره صفوی نسبت داده میشود، در کنار کلاهکهای مخصوص، پوشش سر را کامل میکند و بر جلوه عروسک میافزاید.
چاقا؛ عروسکی که یک نوزاد است
«چاقا» در مقایسه با قورچوق ساختاری سادهتر دارد و نمادی از نوزادی است که در قنداق قرار گرفته است.این عروسک از یک پارچه مثلثیشکل و یک سنگ تشکیل میشود؛ سنگ نقش پیکره و وزن بدن نوزاد را دارد و پارچه نیز به شکل قنداق، آن را دربرمیگیرد. همین ساخت ساده نشان میدهد که برای ساخت یک اسباببازی، همیشه نیاز به مواد پیچیده و صنعتی نبوده و طبیعت میتوانسته بخش مهمی از دنیای بازی کودکان را بسازد.
میراثی که زنان ترکمن حفظ کردهاند
بخش مهمی از دانش ساخت دایزا سینهبهسینه و از مادران و مادربزرگها به دختران جوان منتقل شده است. زنان ترکمن علاوه بر حفظ شیوه ساخت، از موادی مانند چوب، پشم گوسفند و الیاف گیاهی استفاده کردهاند؛ موادی که پیوند این هنر را با طبیعت نیز حفظ کرده است.
دایزا از همین منظر، تنها یک عروسک سنتی نیست؛ شیئی فرهنگی است که همزمان بخشی از مهارتهای دستی، پوشش، باورها و شیوه زندگی یک جامعه را در خود جای داده است.
دایزا؛ کتابی کوچک از هویت ترکمن
ورود اسباببازیهای صنعتی و تغییر سبک زندگی، بسیاری از بازیها و ابزارهای سنتی کودکان را به حاشیه برده است. در چنین شرایطی، عروسکهای دایزا بیش از گذشته نیازمند معرفی، ثبت و حمایت هستند.
حمایت از سازندگان بومی و معرفی این عروسکها در قالبهای امروزی، میتواند راهی برای زنده نگه داشتن این میراث باشد؛ میراثی که شاید از چوب، سنگ و پارچه ساخته شده باشد، اما در حقیقت بخشی از حافظه فرهنگی ترکمنهای خراسان شمالی را با خود حمل میکند.
علی رمضانپور
0 دیدگاه