
پسری که مزد تلاشش را گرفت؛ فیلسوف صبور

تنها گلزن ایرانی جام جهانی بازیکنی بود که سالها، برای اینکه ثابت کند لایق پیراهن شماره ۱۰ است تلاش کرد.
به گزارش شما نیوز ، بیشتر مرد بازیهای باشگاهی بود و بازیهای دوستانه. کسی روی او به عنوان مرد بازیهای بزرگ و رسمی ملی چندان حساب نمیکرد. قرار بود که علی دایی تیم ملی باشد اما هم در آن حد و اندازه ظاهر نشد و هم کمی بدشانس بود. ظهور آزمون و قوچاننژاد و ترافیک در خط حمله جا را برای انصاریفرد تنگتر از همیشه کرده بود. انصاریفرد اما اگر از لحاظ بازی خیلی به دایی نزدیک نشد، پشتکار و ناامیدنشدن را خیلی خوب از سرمربی همشهریاش یاد گرفت.
او تغییر پست داد تا بتواند در تیم ملی جای دیگری برای خودش دست و پا کند. کاری که موفق به انجام آن شد و یکی از گزینههای کیروش برای قرار گرفتن در سه بازیکن پشت مهاجم بود. انصاریفرد برای تیم ملی کم گل نزده بود. ۲ گل و یک پاس گل در سال ۲۰۱۷ برای تیم ملی در حالی که ۷ بازی در ترکیب قرار نداشت و فقط در ۴ بازی در ترکیب قرار گرفته بود آمار بسیار خوبی محسوب میشد. با این حال اینها آن چیزی نبود که اتفاق ویژهای را برای یکی از بهترین لژیونرهای ایران رقم بزند. تلاش و کوشش و زحمات او بیش از آن چیزی بود که بدست میآورد و یک چیزی آن میان درست جلو نمیرفت.
جامجهانی روسیه برای او خیلی خوب شروع شد. حضور او در ترکیب اصلی آن اتفاق خوب بود. در تیمی که ترافیک هجومی داشت و قوچاننژاد و دژاگه و جهانبخش و شجاعی و یک قطار اسم دیگر در انتظار بودند، انصاریفرد توانست در میان سه نفر نهایی قرار بگیرد. بازیکنی که در جامجهانی قبلی تنها ۲۰ دقیقه فرصت بازی پیدا کرد و حالا جزو یازده مرد مورد اعتماد کیروش بود اما قرار نبود این تنها دستاورد کریم از جامجهانی باشد. در آخرین دقایق حضور ایران در جام چیز دیگری انتظار آن را میکشید. همان چیزی که کم بود و گم شده بود. دستاوردی که بدست آورد. آن چیز گل در جامجهانی بود. گلی که پنالتی بودنش نه تنها چیزی از ارزش کار او کم نمیکند.
زدن پنالتی در آن بازی، در آن دقیقه و در آن شرایط کاری نیست که از هر کسی بربیاد. همان کاری که رونالدو چند دقیقه قبل نتوانسته بود و کریم توانست. در میان همه بازیکنانی که ممکن بود قرعه به نامشان بیفتد، از رامین و طارمی که به یاد روزهای پرسپولیس کری زدن ضربه را داشتند تا آزمونی که بدش نمیآمد همه نمایشهای نه چندان خوبش را با یک پنالتی بشورد و ببرد قرعه به نام انصاریفرد افتاد. ضربهای که گل شد، انصاریفردی که به یک پایان خوش رسید و بازیکنی که نامش در تاریخ ماندگار شد. شاید این همان اتفاقی بود که باید میافتاد.