
تجاوز عجیب پسر 20 ساله به 16 زن در کرمان + عکس

مادرم که پس از مرگ پدر، قصد شوهر کردن را داشت چون من را مانعی بر سر راه ازدواج مجددش دید مرا بیرحمانه از خود رانده و به شیرخوارگاه سپرد. من تا ۷ سالگی در مرکز نگهداری اطفال ماندم و در این مدت تجربههای خیلی تلخی را از سر گذراندم.
مادرم که پس از مرگ پدر، قصد شوهر کردن را داشت چون من را مانعی بر سر راه ازدواج مجددش دید مرا بیرحمانه از خود رانده و به شیرخوارگاه سپرد. من تا ۷ سالگی در مرکز نگهداری اطفال ماندم و در این مدت تجربههای خیلی تلخی را از سر گذراندم.
متهم افزود: مدام به انتقام گیری از زنان فکر میکردم و به دنبال راهی بودم تا آنها را قربانی نفرت خود کنم. میخواستم به هر وسیلهای شده زنان را تحقیر کنم تا اینکه یکروز که روزنامهای دستم رسیده بود در آن خبری خواندم مبنی بر اینکه مردی با عنوان قلابی مامور شرکت گاز وارد خانه زنی تنها شده و به او تعرض کرده بود. با خواندن این خبر جرقه این کار در ذهن من هم خورد.تصمیم گرفتم همین بلا را سر عدهای زن بیاورم.
خانهای را زیر نظر گرفتم که میدانستم در آن زوجی تازه ازدواج کرده با هم زندگی میکنند. ساعتی از صبح گذشته بود که شوهر برای رفتن سر کار از منزل خارج شد. کوچه خلوت بود و کسی هم آن دور و اطراف نبود. کیف و سر رسیدی که همراهم بود را زیر بغلم گرفته و به سمت خانه زن رفتم. زنگ خانهاش را به صدا درآورده و خود را مامور شرکت گاز معرفی کردم که برای خواندن کنتور آمده است.
به ۱۴ زن دیگر هم طبق همین نقشه تعرض کردم و تعداد قربانیان خود را به ۱۶ نفر رساندم. اما هر کاری میکردم ریشه این نفرت از دلم پاک نمیشد و همچنان فکر انتقام از زنان دیگری هم بودم.
سوژه روانشناسان شدم
مجید ادامه داد: بهمن ماه سال گذشته بود که طبق نقشه قصد اذیت و آزار زن خانه دار دیگری را داشتم. در کوچهای که خانه آن زن در آنجا قرار داشت مشغول راه رفتن و یافتن فرصتی مناسب بودم که یکمرتبه ماشین پلیس را کنار خود دیدم. سعی کردم خود را عادی نشان دهم اما ماموران به من مشکوک شده بودند.
داخل ماشین پلیس که نشستم فهمیدم عکس چهره من در اختیار کلیه مراکز پلیس قرار داده شده است و مامورین از روی تصویر بازسازی شده چهرهام ازروی اطلاعاتی که قربانیان تعرضهای من به آنها داده بودند شناسایی شده ام. پس از دستگیری و انتقال به آگاهی بود که متوجه شدم پلیس تنها از چند مورد از تعرضهای من مطلع است و بقیه شاکیان از ترس آبرویشان اصلا برای شکایت به پلیس مراجعه نکردهاند. به مرور اعترافات خود را شروع کرده و به ۱۶ فقره تجاوز اقرار کردم.
دردونه، بازپرس پرونده پس از شنیدن حرفهای من دستور انتقالم را به پزشکی قانونی داد تا سلامت روانی من مورد بررسی قرار گیرد ولی پزشکان این مرکز مرا از نظر روانی سالم و صاحب اراده در وقوع جرم تشخیص دادند. بعد هم به دست تیمی از روانشناسان سپرده شدم تا تحقیقات بیشری درباره شخصیت من توسط آنها انجام شود.
اعدام مجرم روانی
مجید چندی بعد از این اعترافات در دادگاه کیفری استان کرمان محاکمه و قضات وی را به جرم ۱۶ بار تجاوز به عنف به مرگ محکوم کردند. قضات دیوانعالی کشور هم بدون وارد کردن هیچ ایرادی به این حکم حکم اعدام وی را تایید کرده و این متهم در زندان مرکزی کرمان به دار مجازات آویخته شد.
توجه داشتید که چگونه این مجرم ازروی خواندن حوادثی که حوادثی ها در
رسانه ها می نویسند جرقه ناپاک در ذهنش زده می شود ؟ پس بیشتر در نوشتن حوادث مواظب باشید تا باعث وشریک جرم نشوید . دیگر اینکه
باید ان مادریکه فرزندش را رها میسازد انرا هم باید به داراویخت . ان مادراحمق چرااینقدر بی مسولیت است .مجرم اصلی اوست . مسولین فرهنگی هم بی تقصیر نیستند . اعدام چاره کار نیست . چرا ریشه ها قطع نمی شود و به قطع شاخه ها اکتفا میشود ؟